منشا اخلاق از منظر حکیم دینانی
دکتر ديناني به نظر شما منشا اخلاق چيست؟ اينکه آدمي عمل مي کند چگونه است که بعضي از اعمال آدمي تلقي به خير مي شود وبعضي تلقي به شر ؟ خير وشر ( نيک وبد ) ازکجا مي آيد ؟ اين حجت را از کجا به دست آورديم که بعضي از اعمال خوب وبعضي بد هستند؟ چطور مي شود مباني آن را در فلسفه به دست آورد ؟
به نظر من منشا اخلاق عقل است و از عقل آغاز مي شود. انسان اگر عقل محض بود ، در عقل محض اخلاق مطرح نيست . عقل درانسان منشا فضيلت است ولي انسان داراي ابعاد ديگري هم هست . تمايلات و نفسانيات وغرايز انسان نيمي ابليس ونيمي فرشته است . در اين ترکيب رذيلت وفضيلت عقل کارخود را مي کند . تا آنجا که در قلمروي عقل است ، فضيلت وآنجا که خارج از قلمرو عقل است رذيلت مي شود . اينکه فضيلت يعني چه؟ چه در انسان است که فضيلت طلب است ؟ اصلاچرا فضيلت معني فضيلت دارد ؟ چرا فضيلت از رذيلت جدا مي شود ؟ جدايي فضيلت از رذيلت در چيست ؟ چه در فضيلت است که در رذيلت نيست وبالعکس ؟ منشا جدايي فضيلت از رذيلت راعقل مي دانم . عقل يعني تشخيص ، اداراک وفهم حقيقت و آنچه که بايد تحقق يابد و فهم آنچه بايد باشد . عقل راهنما وراه مقصد است وهم راه را وهم مقصد رانشان مي دهد . اگر بخواهيم در موردخير وشر تاريخي بحث کنيم بايد بگويم که در اين عالم نمي توانيم دوره اي را پيدا کنيم که شري نبوده است . مبناي خلقت تعارض خير وشر است . ابليس و فرشته است . دوفرزند آدم هابيل و قابيل هستند وجنگ از همان جا شروع مي شود و يک برادر ، برادر ديگر را از روي حسد مي کشد وآنجا است که در کيفيت دفن دچار حيرت مي شود . دفن جنازه مقتول را کلاغي به او ياد مي دهد . ولي درآن دوره که همه خيراست ، اخلاق نيست . اخلاق دقيقا درجايي مطرح است که تعارض باشد اگر اختيار نباشد، اخلاق نيست . اخلاق ، اختياراست واخلاق مربوط به انسان است وانسان هميشه در اين تعارض فرشتگي وابليسي است . اساسا اخلاق صرفا درحوزه وجودانسان مطرح مي شود . يعني درعالم فرشتگان از اخلاق صحبت نمي کنيم . درحيوانات مادون انسان از اخلاق صحبت نمي کنيم. کسي روي اخلاق حيوانات بحث نمي کند . اما امروزه مي بينيم که حيوانات مي توانند پزشک روانشناس داشته باشند ممکن است بحث اخلاق هم برايشان مطرح شود .
این وبلاگ با هدف معرفی حکمت دینانی و اثار صوتی تصویری و مکتوب ایشان تاسیس گردیده است.