ما ثبت قدمه ، امتنع عدمه :

استاد در توضیح این قاعده نیز ، این مصراع را زیباترین و موجزترین تعبیری می دانند که میتوان برای ادای معنی این فاعده به کار برد و ادامه میدهند که برای اثبات برخی مسائل فلسفی از این قاعده استفاده شده و در کتب متعدد به آن استناد شده است ، از جمله آن کتب حاشیه میرزا جان  بر کتاب  محاکمات است . از آنجا که استاد میفرمایند براهینی که ممکن است برای اثبات این قاعده اقامه شود همان براهینی است که برای اثبات قاعده ((کل ازلی لا یمکن ان یفسد)) اقامه شده  و با توجه به اینکه مفاد این قاعده با قاعده ((کل ازلی لا یمکن ان یفسد )) متحد است ، علت طرح جداگانه  ان را  مترادف ندانستن و تفاوت قائل شدن برخی بین دو کلمه ((قدیم)) و ((ازلی)) است . به این ترتیب که ( عین متن و کلام استاد ): گفته اند ((ازلی)) اعم از ((قدیم) است ، زیرا أعدام حوادث ، أزلی هستند در حالی که قدیم نیستند . نتیجه این سخن این است که هرچه قدیم است ، أزلی نیز هست ، ولی هر انچه که أزلی است ، ممکن است قدیم نباشد ، چنان که در آعدام حوادث خاطرنشان گردید .

بنابراین نسبت میان أزلی و قدیم عموم و خصوص مطلق خواهد بود.

شارح مواقف گوید :

((الأزلی هو أعم من القدیم لأن أعدام الحوادث أزلیة و لیست بقدیمة ))

 

چلبی در حاشیه مواقف کلمه ازلی را از حیث فقه اللغه مورد بحث قرار داده و میگوید : مطلبق آنچه درصحاح  آمده أزل به معنی قدیم است . سپس از برخی علما نقل میکند که گفته اند اصل کلمه أزلی از اینجا پیدا شده که قدیم را  لم یزل میخوانده اند ، تدریجا یاء نسبت به آن اضافه شده و با افزوده شدن یاء  نسبت ، ثقالت پدید آمده و برای رعایت اختصار یزلی خوانده شده  ؛ سپس به علت اینکه الف أخف از یاء است ، یاء به الف مبدل گشت و در این هنگام کلمه ((أزلی)) پدیدار گشت .