جلد نخست این اثر سه جلدی در حقیقت رساله‏ دکتری نویسنده در سال‏ها پیش بوده است.دکتر دینانی در مقدمه جلد نخست این کتاب،در تعریف‏ «قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی»توضیحاتی‏ داده است که خواننده را به مفهوم این قواعد بیشتر آشنا می‏سازد.

وی می‏نویسد: قدما برای هر یک از علوم مدونه، سه عنصر اساسی ذکر کرده‏اند که به ترتیب عبارتند از: «موضوع»، «مسایل»و «مبادی»برای تشکیل‏ برهان و اثبات مسایل در هر یک از علوم،«مبادی» سهم عمده‏ای را به عهده دارند،ولی هنوز معلوم‏ نیست برخی قواعد که زیر بنای بسیاری از مسایل‏ در هر یک از علوم واقع می‏شوند،از اقسام مبادی‏ علم به شمار می‏آیند یا نه؟بنابراین،قواعد هم‏ می‏توانند از اقسام مبادی به شمار آیند و هم‏ می‏توانند در ردیف«مسایل»قرار گیرند.برخی از فقها با توجه به آنچه ذکر شد،کوشیده‏اند این گونه‏ قواعد را از سایر مسایل فقهیه جدا سازند و آنها را در یک مجموعه گردآورند،مانند«قاعده لا ضرر»و «قاعده قرعه».دکتر دینانی معتقد است وجود این‏ گونه قواعد تنها به علم فقه اختصاص ندارد،بلکه در سایر علوم،به ویژه در فلسفه نیز نظیر آنها را می‏توان یافت.وی می‏افزاید:یک بررسی کوتاه در آثار فلاسفه اسلامی به خوبی نشان می‏دهد وجود این گونه قواعد که همواره برزخ بین مبادی و مسایل‏اند،در فلسفه فراوان است.

وی در این کتاب کوشیده است با مطالعه بیشتر آثار فلاسفه و متکلمین اسلامی،یکصد و پنجاه‏ قاعده کلی در فلسفه اسلامی را شناسایی و معرفی‏ کند.شاید ذکر این نکته نیز سودمند باشد که گر چه‏ انگشت ایراد نهادن بر کار استاد دینانی جسارت‏ است،اما بهتر بود ویراستار محترم کتاب،برای‏ سهولت دستیابی خوانندگان به مطالب،قواعد کلی‏ فلسفی را با ترتیب الفبایی ساده‏تر تنظیم می‏نمود. این اثر که چاپ اول آن در سال 1365 در سه جلد منتشر شده،در چاپ سوم در دو جلد توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده است.