اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه
هیچ موجود دیگری در جهان، غیر از انسان از هستی خود سخن نمی گوید . زیرا هیچ موجود دیگری غیر از انسان به عنوان "من" از خود سخن نمی گوید."من" بودن، مدخل ورود به هستی است و هستی نیز همواره از مدخل "من" به ظهور می رسد. هستی همواره فهم هستی است و فهم هستی پیوسته در چهره "من" قابل مشاهده است. "من" نه تنها مظهر هستی شناخته می شود ، بلکه زمان نیز پیوسته در آن به تجربه در می آید. کسانی که می کوشند از طریق هستنده ها به هستی دست پیدا کنند، در توضیح معنیِ "هستی" ناتوان خواهند بود.
آنچه "من" خوانده می شود ، از طریق هستنده به هستی نمی رسدو هرگز نمی کوشد که از راه وجودِ معلول به اثباتِ علت بپردازد، بلکه با آگاهی حضوری خود از هرگونه اثبات بی نیاز است و به حکم این حضورعینِ ثبوت است، و از ثبوت به ثبوت می رودو از حضور به حضور می رسد. آنچه "من" خوانده می شودبه حکم این که جز حضور چیز دیگری نیست، برای آگاهی از حضور به غیر حضور خود نیازمند نیست و از حضور به محضر حضور رفتن، نزدیک ترین طریق شناخته می شود. جمله "اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه" نیرومندترین شاهد برای این مدعا به شمار می اید. "من عرف نفسه فقد عرف ربه" نیز شاهد دیگری است که به درستی این سخن را به اثبات می رساند.در این کلام قدسی ، شناختن خود، بهترین طریق برای شناختن خدا شمرده شده است. و البته ــ همان گونه که بارها یاد اور شدیم ــ شناختن خود، شناختن حصولی و مفهومی نیست؛ زیرا شناختن حصولی و مفهومی بدون شناخت حضوری امکان پذیر نیست و شناختن حضوری همان است که انچه "من" خوانده می شود، همان "من" است و برای "من" بودن حتی به مفهوم "من" نیازمند نیست، بلکه مفهوم "من" تنها هنگامی مفهوم "من" است که "من" همان "من" باشد.
این وبلاگ با هدف معرفی حکمت دینانی و اثار صوتی تصویری و مکتوب ایشان تاسیس گردیده است.