<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حکمت اسلامی با بیان دکتر ابراهیمی دینانی</title>
<link>https://hekmateslami.blogfa.com</link>
<description>تقدیم به تمام دلسوختگان وادی معرفت و یقین</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 11 Dec 2017 12:32:13 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>جسم و نفس</title>
<link>https://hekmateslami.blogfa.com/post/122</link>
<description>مسئله جسم و نفس برای فلاسفه نیز سرنوشت ساز است. زیرا مادام که جایگاه نفس به عنوان چیزی که سرچشمه ادراک به شمار می آید معلوم نشود، از یک نظام فکری و فلسفی منسجم و سامان یافته نمی توان سخن به میان آورد. قول به ثنویت و دوگانگی میان نفس و بدن مسئله ای است که می تواند یک جریان فکری ویژه ای را به دنبال خود داشته باشد. چنانکه اگر کسی به این ثنویت و دوگانگی باور نداشته باشد و از اتحاد و یگانگی نفس و بدن سخن به میان آورد، به گونه ای دیگر می اندیشد و راه و رسم دیگری</description>
<pubDate>Mon, 11 Dec 2017 12:32:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>hekmateslami</dc:creator>
<guid>hekmateslami.blogfa.com/post/122</guid>
</item>
<item>
<title>تفکر الساعه افضل خیر من عباده سبعین سنه</title>
<link>https://hekmateslami.blogfa.com/post/121</link>
<description>تفکر الساعه افضل خیر من عباده سبعین سنه حکما وشعرای سابق ما متاثراز کتاب و سنت بوده اند. ساعه یعنی لحظه و یک لحظه اندیشیدن بهتر است از هفتاد سال عبادت که اینجا منظور سالهای متمادی است یعنی یک لحظه تفکر الهی و به معنی رسیدن برتر از سالها عبادت بدون آکاهی است. متاسفانه بشر امروز به مصنوعات می پردازد و به صنع توجه نمی کند یعنی اسیر تکنولوژی شده و به جز تجربه حسی به چیز دیگر نمی اندیشد و براین باور است که هر چه هست در تجربه حسی است صنعت و تکنیک خوب است اما</description>
<pubDate>Sun, 06 Aug 2017 21:58:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>hekmateslami</dc:creator>
<guid>hekmateslami.blogfa.com/post/121</guid>
</item>
<item>
<title>پرده حقیقت</title>
<link>https://hekmateslami.blogfa.com/post/120</link>
<description>حدیثی درباره حضرت علی(ع) است : «لو کشف الغطاء مازدادت یقینا» اگر تمام پرده ها را از مقابل چشم من بردارند، یقین من نسبت به حضرت ابدیت افزوده نخواهد شد یعنی هم اکنون هم من پرده ای در مقابل چشمانم ندارم. حضرت علی(ع) می فرمایند که اگر تمام پرده ها برداشته شود، من همانی هستم که اکنون هستم، یعنی هم اکنون هم جلوی من پرده ای نیست و من بی پرده حقایق را می بینم بی پرده حقایق را دیدن کار آسانی نیست.</description>
<pubDate>Thu, 22 Jun 2017 12:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hekmateslami</dc:creator>
<guid>hekmateslami.blogfa.com/post/120</guid>
</item>
<item>
<title>طبیعت و سخن</title>
<link>https://hekmateslami.blogfa.com/post/119</link>
<description>سخن از صوت است صوت از طبیعت است اما معنی که در سخن است و به ذهن القا میشود از طبیعت نیست بلکه معنی بر طبیعت احاطه دارد چشم هم همینطوره در صورت سلامت و نور کافی میبینه اما آنچه از دیدن ها دریافت می کنیم طبیعت نیست</description>
<pubDate>Tue, 20 Jun 2017 12:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hekmateslami</dc:creator>
<guid>hekmateslami.blogfa.com/post/119</guid>
</item>
<item>
<title>وقف معرفتی به چه معنی است</title>
<link>https://hekmateslami.blogfa.com/post/118</link>
<description>وقف آن است که عمرت را با خود بگذرانی یعنی عمرت را هدر ندهی یعنی خود را وقف خودت کنی و عمر خود را حبس برای خودت کنی مثل مال موقوفه که حبس میشود (حبس المال وتحبیس الثمره)پس عمر را باید برای خود صرف کرد هرچند خدمت به دیگران کنی زیرا منافعش به خودت باز خواهد گشت شاید وقفی محکم تر از این نباشد که انسان عمرش را وقف خودش کند اگر چه به دیگران خدمت کند چون خودش تعالی پیدا می کند.</description>
<pubDate>Mon, 19 Jun 2017 12:34:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>hekmateslami</dc:creator>
<guid>hekmateslami.blogfa.com/post/118</guid>
</item>
<item>
<title>حضرت علی، رونق اسلام است</title>
<link>https://hekmateslami.blogfa.com/post/117</link>
<description>اگر حضرت مولا نبود دین اسلام رونق پیدا نمی کرد آدمی که از بزرگان اهل سنت است دارد این را می گوید و شاید خیلی از آنها اینطور حرف بزنند باید این اختلاف راکنار بگذاریم و درست تفاهم کنیم و همدیگر را بفهمیم به طور کلی در دنیا هر چه به سوی عقل بروی وحدت بیشتر می شود و کثرت و اختلاف از بین می رود و هر چه به جزییات بیایی، اشکال و اختلاف و نزاع بیشتر می شود شیطان همیشه در جزییات است در کلیات نمی تواند برود در امور معقول شیطان راه ندارد در امور جزیی شیطتنت و فعالیت</description>
<pubDate>Fri, 19 May 2017 12:33:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hekmateslami</dc:creator>
<guid>hekmateslami.blogfa.com/post/117</guid>
</item>
<item>
<title>بازگشت به خدا </title>
<link>https://hekmateslami.blogfa.com/post/116</link>
<description>بازگشت به خدا هم ، فقط از راهی ممکن است که آمدن از آن بوده است .امروز یا در دنیا فقط می توان صفات حق را دید و دیدن ذاتش ، در روز دیگر روی خواهد داد. موجودات جهان مظهر خدا هستند . در یک گل می توان زیبایی خدا را درک کرد و از صفات به مظاهر رسید و دیدن ذات، در روز قیامت خواهد بود . ذات حق قابل شماهده است و ذاتش را می توان دید، که البته با دید حق است . ما در شام ابد به سر می بریم .باید ب صبح ازل بر گردیم تا بتوانیم مقام ذات الوهی را درک کنیم.</description>
<pubDate>Mon, 08 May 2017 23:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hekmateslami</dc:creator>
<guid>hekmateslami.blogfa.com/post/116</guid>
</item>
<item>
<title>اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه</title>
<link>https://hekmateslami.blogfa.com/post/114</link>
<description>هیچ موجود دیگری در جهان، غیر از انسان از هستی خود سخن نمی گوید . زیرا هیچ موجود دیگری غیر از انسان به عنوان &quot;من&quot; از خود سخن نمی گوید.&quot;من&quot; بودن، مدخل ورود به هستی است و هستی نیز همواره از مدخل &quot;من&quot; به ظهور می رسد. هستی همواره فهم هستی است و فهم هستی پیوسته در چهره &quot;من&quot; قابل مشاهده است. &quot;من&quot; نه تنها مظهر هستی شناخته می شود ، بلکه زمان نیز پیوسته در آن به تجربه در می آید. کسانی که می کوشند از طریق هستنده ها به هستی دست پیدا کنند، در توضیح معنیِ &quot;هستی&quot; ناتوان</description>
<pubDate>Sun, 07 May 2017 05:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hekmateslami</dc:creator>
<guid>hekmateslami.blogfa.com/post/114</guid>
</item>
<item>
<title>فنا چیست</title>
<link>https://hekmateslami.blogfa.com/post/113</link>
<description>فنا، فرا رفتن و از دست دادن حد نیست. هیچ وقت حد خود را از دست نمی‌دهیم. فنا یعنی دیگر در قید حد نیستیم. گاهی حد نسیا منسیا می‌شود و گاهی در قید حد نیستی. گاهی در قید این لباس هستم و گاهی آن را می‌پوشم و در قید آن نیستم. حدود، حدود است و لازم نیست از بین برود. آیا من در قید حدودم؟ اگر در قید چیزی نباشم ولی در آن باشم عیبی ندارد. پیامبر در معراج و قاب قوسین در بدن بود ولی قاب قوسین جسمانی نیست و یک لحظه است.</description>
<pubDate>Fri, 05 May 2017 23:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hekmateslami</dc:creator>
<guid>hekmateslami.blogfa.com/post/113</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://hekmateslami.blogfa.com/post/112</link>
<description>هر حالی و هر کاری که در آن حال و آن کار، مرگ را دوست داری، آن کار نکوست. پس میان هر دو کاری که متردد شدی، درین آینه بنگر که از آن دو کار با مرگ، کدام لایقترست؟ شمس الدین محمد تبریزی</description>
<pubDate>Fri, 05 May 2017 05:20:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hekmateslami</dc:creator>
<guid>hekmateslami.blogfa.com/post/112</guid>
</item>
</channel>
</rss>
